دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی، ترجـمه را فنـی چـون بافتن قـالی، می شمرد که گویی با همه ی تلاش بافنده اش، پُشتارو بافته می شود. چرا که «ذوق» و «زیبایی شناسی» نویسنده ای را - که در آثارش جلوه می فروشد، و بازنمودی از جهان بینی فردی و فرهنگی اوست - به سادگی نمی توان به زبانی دیگر برگرداند مگر آن که مترجم، با خبرگی و چیرگی اش بر زبان مبدا و مقصد، آن را کفایت و کاردانی کند.

ویژگی برجسته و بایسته ی مترجم خوب را نمی توان تنها به «لغت دانی اش» منحصر دانست، بلکه باید برای آن وجوه متمایز دیگری چون تیز هوشی، درک درست از شرایط فرهنگی، روانی و اجتماعی جامعه، خلاقیت و آفرینشگری و ... را برشمرد.

امیر حسین رضایی، مترجم مجموعه داستان «میریام»، بازتابی است از چنین ویژگی هایی که برشمردیم.

صاحبِ قلمی پویا، آفرینش گر و کوشا که علاوه بر ترجمه، در زمینه های دیگری چون شعر، داستان و حوزه های پژوهشی وتحقیقاتی، کارنامه ی چشمگیری فراهم آورده.

« هنرمند- معلمی» در کسوت استادی، که سخت کوشی اش، نسل های خودساخته ی پیشـین را به یـاد می آورد. او بر زبان های انگلیـسی، فرانسه و عـربی، تسـلط و چیـرگی دارد. همچنـین بر زبان و ادبـیات فارسـی، که آثار خلاقانه اش را با شیوایی به این زبان می نویسد.

وی، با آن که در رشته های ریاضی، مترجمی زبان انگلیسـی، و زبان وادبیات فارسـی، دارای تحصیلات دانشـگاهی، تا سطـح عالی و تکمیلی است، اما استادی اش را بیش از هر چیز، مدیون ممارست و خود خوانی هایبی نشیبی اسـت که رَویه ی خود ساخته است.

امیر حسین رضایی بی گمـان ازکسانی خواهد بود که در آینده و با آیندگان از او بیشتر خواهیم گفت و بیشتر خواهیم شنید. البته «غم نان اگر بگذارد».

رضایی، آغاز دهـه ی پنجاه خورشیدی در الیگودرز لرستان به دنیا آمد اما دیرسـالی اسـت در اهواز روزگار می گذراند و به تدریس و تحقیق مشغول است.

علاوه بر داستان ها و سروده هایی که در مجلاتی چون «رودکـی» منتشر کرده است و ترجمه ی مجـموعه ی حاضـر، آثاری چون «انتهای خیابان 77»(سه نمایشنامه آمریکایی) و«مرگ در فنجان قهوه» (عاشقانه های نزار قبانی) را در نوبـت چاپ دارد. رمان «چنگ چمـنزار» (ترومن کاپوتی) را در دست ترجمه، و پژوهش«زبان و اسطوره در نمایشنامه های بهرام بیضایی» را نیز در دست تألیف دارد.