نعمت نعمتی، پاییز1328 در لارستان فارس به دنیا آمد.

شش ساله بود که به همراه خانواده اش راهی خرمشهر شد و بعد ازگذشت سه سال در شهر آبادان ساکن شدند.

از همان اوان کودکی علاقه ی وافری به ادبیات و هنر داشت و از آنجایی که سینما در آبادان قبل از انقلاب یکی از تفریحات مردم بود، در آن سالها فیلم هایی زیادی دید و به سوی محافل ادبی کشیده شد و در آن ها شرکت می کرد. این چنین شد که هم تئاتر بازی کرد، هم فیلم ساخت، هم داستان نوشت و در رادیو نفت ملی نویسندگی و گویندگی برنامه «زیباترین شاهکارهای شهر جهان» را بر عهده گرفت.

وی از سال 1354 در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب مشغول به کار گردید وبه دلیل اینکه دانش آموخته علوم تربیتی با گرایش مدیریت و برنامه ریزی آموزشی بود در آنجا دوره های مدیریت، شیوه های برقراری ارتباط مؤثر، پرورش مهارت های ارتباطی، راه های افزایش خلاقیت، آیین نگارش و گزارش نویسی و... برقرار نمود.

سال 1353 فیلم کوتاه «جرقه»را ساخت که کیانوش عیاری آن را تدوین نمود و به جهت بهترین ارائه سینمایی از جشنواره سراسری سینمای جوان پلاک زرین دریافت کرد.

تألیفات حوزه ادبیات ایشان،مجموعه داستان«مثل باران،مثل بودن» چاپ اول1387 و چاپ دوم 1388 با مقدمه ی صفدر تقی زاده، مجموعه داستان«سال هزار و سیصد و هیچ»چاپ اول 1389،عاشقانه ها(مجموعه ی سروده ها) 1391،کتاب های آماده ی چاپ، مجموعه داستان بوی سرد کافور، رمان شغال، فن بیان و آیین سخنوری و مجموعه داستان پلک بزن، اگر صدای مرا می شنوی

نعمت نعمتی، با توجه به رشته ی تحصیلیش -علوم تربیتی- شخصیت های داستان هایش را در حوزه ی روانشناسی شخصیت، روانشناسی تربیتی و اجتماعی موشکافی می کند و رنج و تنهایی انسان را تصویر می نماید. به بیان دیگر، نعمتی راوی تنهایی انسان است که به مدد تصویرشناسی، به تجزیه و تحلیل روانی شخصیت هایی که دور و بر ما زندگی می کنند می پردازد.