شادروان دکتر عبدالحسین زرین‏کوب، در 27 اسفند ماه سال1301 شمسی در کوی صوفیان بحرالعلوم بروجرد به دنیا آمد.

پدرش عبدالکریم عبایی حرفه زرگری داشت و به شیخ زرگر یا شیخ زرکوب معروف بود ولی به دلیل کراهتش از ادامه آن شغل صرف نظرکرد و هنگام اخذ سجل احوال با اصرار تمام عنوان زرین کوب را انتخاب کرد.

عبد الکریم فرزند ملا عبدالرحمن و او نیز از اولاد ملا علی اکبر خوانساری بودکه از اصفهان به بروجرد آمده بود و عیالی از خوانین زند گرفته بود و بدین گونه اولاد او از جانب مادر به خوانین زند منسوب بودند.

عموهای پدرش، شیخ باقر و شیخ غلامحسین بروجردی (که شاگرد شیخ هادی نجم‏آبادی و معلم علی اکبر دهخدا بودند) همگی اهل علم و زهد و ورع و تقوی بودند.

عبدالحسین تحصیل را در همان بروجرد در سال 1309 ازمدرسه کمال آغاز نمود و دوره متوسطه را در مدرسه اعتضادیه که با سبک و سیاق مدارس جدیدالتأسیس شده بود، به پایان‏ برد.

او درباره این مقطع تحصیلی خود می‏نویسد: «من‏ در6 سالگی در سال 1309 در کلاس اول دبستان‏ اعتضـادیه شروع به درس خواندن کردم و در شهریور سال 1316 گواهینامه شش ساله ابتدایی را دریافت‏ کردم و در همین سال بود که اجازه برقراری سه کلاس‏ متوسطه به آن داده شد و من سال اول دبیرستان را شروع و گواهینامه آن را در سال بعد (1316-1317) دریافت کردم.»

زنده یاد دکتر زرین کوب در مورد ادامه تحصیلات و نخستین ‏تجربیات تدریس خود می‏گوید: «من درسال 1318 بنا بر ضرورت‏های خانواده به خرم‏ آباد رفتم و کلاس دوم‏ و سوم متوسطه را در دبیرستان پهلوی خرم‏ آباد گذرانیدم. یکی از تابستان‏ها که به بروجرد آمدم... خبر اعجاب‏ انگیزی که بر سر زبان‏ها بود، این بود که عبدالحسین‏ زرین‏ کوب پس از گذراندن کلاس سوم متوسطه به‏ مدیریت دبیرستان اعتضادیه انتخاب گردید».

زرین کوب در کنار تحصیل در مدارس جدید، به اصرار و ترغیب پدر، در اوقات فراغت، یعنی عصرهای ایام‏ تحصیل و تمام اوقات صبح و عصر در تابستان‏ها و ایام عید به تحصیل علوم دینی در حوزه علمیه‏ «بحرالعلوم» معروف به «نوربخش» مشغول بود.

وی‏ تحصیل علوم حوزوی را در تمام مدت تحصیل و تدریس در بروجرد ادامه داد که حاصل آن تحصیل فقه‏ و تفسیر و ادبیات عرب و علاقه‏ مندی شدید به شعر عربی بود. با تعطیل شدن کلاس ششم متوسطه در بروجرد، برای ادامه تحصیل به تهران رفت و در سـال‏ 1319 تحـصـیلات دبیرسـتانـی را در رشته ادبی به پایان‏ برد.

در تهـران از یک سـو با مقدمات حکمت آشنا شد و به مطالعه تصوف روی آورد - حتی مدتی به طریقت‏، تشرف یافت و سلوک اهل طریق نمود- و اکثر کتاب های‏ تاریخی و فلسفی و ادبی موجود در زبان فارسی را مطالعه کرد. و از سوی دیگر، به فلسفه معاصر غربی‏ علاقه‏ مند شد و به مطالعه و شناخت آن روی آورد، در نتیجه، مطالعه آثار نیچه، فریزر، آلن و اسپنسر در آرا و اندیشه‏های او تأثیر بسزایی بر جای نهاد.

عشق و تعلق خاطر شدید و عمیق زرین کوب به حرفه معلمی‏ و تجربه تدریس کتاب‏ های فیزیک و هندسه و علم الحیات، همچنین تعلیم دروس زبان انگلیسی و فرانسوی و تاریخ و فلسفه در دوره ‏های مختلف متوسطه‏ در مدارس بروجرد و خرم‏ آباد و سپس تهران، وی را به ‏همه زمینه‏ های یاد شده علاقه‏ مند و در عین حال ‏آگاهی از آن علوم، اجزا منظومه دانش فراگیر و جامع ‏او را تشکیل داد.

در آذر ماه سال1320 که بعد از حادثه شهریور همان سال، دانشگاه مجدداً افتتاح شده بود، با رتبه اول در دانشکده حقوق دانشگاه تهران پذیرفته‏ شد. اما به الزام پدر ناچار به ترک تهران شد و در بروجرد و خرم ‏آباد به کار مـعلـمی مشـغـول شـد.

نخـستیـن آثار استـاد عبدالحسین زرین کوب، در قالب مقاله در حوزه ی شعر و ادبیات بود و اولین کتابش به نام فلسفه شعر یا تاریخ‏ تطور شعر و شاعری در ایران، چهار سال پس از تألیف‏ آن، در سال 1323، در بروجرد به طبع رسید.

در سال ‏1324 بار دیگر در رشته ادبیات دانشگاه تهران با رتبه اول پذیرفته شد و در سال 1327 به عنوان دانشجوی‏ رتبه اول، از دانشگاه فراغت یافته و سال بعد دوره دکتر ادبیات فارسی را در همان دانشگاه آغاز نمود.

وی که از زمان شروع تحصیلات دانشگاهی، به عنوان‏ دبیر در دبیرستان‏های تهران به تدریس پرداخته بود از سال 1328، سردبیری مجله هفتگی «مهرگان»، به‏ مدیریت «محمد درخشش» را نیز عهده ‏دار شد که با وجود وقفه‏ هایی، این همکاری تا پنج سال تداوم یافت.

ضمن ‏تحصیل دکتری در ادبیات فارسی، به ملل و نحل و مباحث مربوط به کلام و مناظرات علاقه یافت. رساله‏اش در شرح بعضی ابیات گلشن راز، دانش او را بیش از پیش روشن ساخت، لذا بعد از پایان تحصیلات‏ دکتری به دعوت و اصرار استادانش در مؤسسه‏ «وعظ و تبلیغ علوم اسلام» به تدریس تاریخ کلام و تاریخ ادیان اشتغال یافت.

خلاصه‏ ای از درس و تاریخ‏ تصوف وی به نام «ارزش میراث صوفیه» در مجله «یغما» چاپ شد. بخش‏هایی از درس تاریخ کلام وی‏ در مجله «راهنمای کتاب» و«آموزش و پرورش» به‏ چاپ رسید، اما دروس تاریخ ادیانش منتشر نشد.

درسال1320 در کـنار عده ‏ای دیگر ازفضلای‏ عصر همچون عباس اقبال آشتیانی، سعید نفیسی، محمد معین، پرویز ناتل خانلری، غلامحـسـین صـدیقـی‏ و عـباس زریـاب. بـرای مشارکت در طرح ترجمه مقالات ‏«دایرة المعارف اسـلام» (ویرایـش اول) دعـوت شـد، کـاری‏ که اگرچه خیلی زود متوقف شد، اما برای استاد تجربه مفیدی شد که بعدها آن را در کار تألیف مقالات مربوط به ویرایش جدید «دایرة المعارف اسلام» (ویرایش دوم) و نیز «دایرة المعارف فارسی» (زیر نظر دکتر غلامحسین‏ مصاحب) به کار آورد.

پس از ازدواج با دکتر قمر آریان، همدرس دانشکده ‏و همـکار روزنامه درسـال 1332، در هـمین سـال انجمن‏ ادبی سه‏ شنبه را که همه هفته با حضور تعدادی از استادان و ادیبان و شاعران جوان تشکیل می‏شد و تا مدت یازده سال ادامه داشت، تأسـیس نـمـود.

در سـال‏ 1334، تـحـصیلات دانشگاهی را به پایان آورد و از رساله دکتری خود، با عنوان نقد الشعر، تاریخ و اصول آن‏که‏ زیر نظر استاد بدیع الزمان فزوزانفر تألیف شده بود، با موفقیت دفاع کرد.

در سال 1335 به عنوان دانشیار در دانشـکده علوم معقـول و منقـول به تدریس تاریخ اسلام، تاریخ کلام و مجادلات فرق، تاریخ ادیان، تاریخ علوم و تاریخ تصوف اسلام مشغول شد. در همین سال، برای‏ مدت کوتاهی نیز امور مربوط به انتشار «بنگاه ترجمه‏ و نشر کتاب» را به عهده گرفت.

پس از اخذ رتبه استادی دانشگاه تهران، در سال 1339 در دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشکده ادبیات، دوره دکتری‏ دانشگاه تهران، دانشسرای عالی تهران، دانشکده‏ هنرهای دارماتیک به تدریس پرداخت.

مدتی هم در مؤسسه لغت فرنکلین با استاد مجتبی مینوی به‏ همکاری مشغول شد و در سال 1340 به همراهی‏ استاد فروزانفر و دکتر ناظرزاده کرمانی در «موتمر العالم الاسلامی، الدوره الخامسه بغداد» به نمایندگی‏ ایران حضور یافت و مقاله «تاریخ الاخوه فی العالم» را در آنجا ارائه نمود.

عمده‏ ترین فعالیت استاد در سال 1341 همکاری‏ با مجتبی مینوی در مؤسسه «لغت» فرنکلین و نظارت‏ در تهیه فیش ‏های واژه‏ های مهم متون بود. یکی از حوادث غم‏ انگیز زندگی استاد ضایعه دردناک درگذشت برادر جوانش، خلیل زرین‏ کوب بود که درسال 1346 به وقوع پیوست و در همین سال غم‏ درگذشت پدر در کربلا را نیز تحمل کرد.

درسال‏های1347 تا 1349، پس از مسافرت به‏ لندن و بازید از موسسات علمی آنجا، در امریکا به‏ عنوان استاد میهمان در دانشگاه‏های کالیفرنیا و پرینستون، به تدریس تاریخ ایران و تاریخ تصوف‏ پرداخت و از همین فرصت برای فراگیری زبان‏ اسپانیایی بهره جست.

پس از بازگشت به ایران (1349) و مواجه شدن با ضایعه درگذشت مادر، به دانشکده ادبیات و علوم انسانی‏ دانشگاه تهران منتقل و در دو گروه تاریخ و ادبیات‏ مشغول به کار شد.

در سال 1350 به منظور شرکت‏ در مراسم بزرگداشت حافظ شیرازی در تاجیکستان و مسکو، به شوروی (سابق) مسافرت نمود و پس از بازگشت از این سفر ضایعه دیگری مواجه شد که‏ همانا درگذشت ناگهانی برادر جوانش احمد زرین ‏کوب‏ بود.

در فاصله سال‏های 1355 تا 1356، برنامه جدیدی برای گروه ادبـیات‏ تنظـیم نـمود که تهیـه آن مدت چنـدین ماه به طول‏ انجامید و در آن، از تمام برنامه‏ ها مشابه در گروه‏های‏ ادبیات، در دانشگاه‏های بزرگ جهان استفاده کرد. اما پس از کناره‏ گیری دکتر زرین‏کوب از مدیریت گروه، این برنامه هم جامه عمل به خود نپوشید.

ظاهراً امتحان جامع دوره دکتری که در حال حاضر در دانشگاه ‏ها برگزار می‏شود، تنها یادگار باقی مانده آن‏ برنامه درسی استاد است.

درسال1357، به علت حمله قلبی برای مدت‏ طولانی در بیمارستان بستری گردید و در خردادماه‏ همین سال برای عمل جراحی قلب به کلیولند ایالت‏ اوهایو عزیمت نمود. از شهریور تا آذرماه این سال به‏ منظور ادامه معالجات در لندن اقامت نمود و پس از بازگشت به ایران، بار دیگر در سال بعد (1358) برای‏ معالجه به لندن و پاریس مسافرت نمود.

در سال‏های‏ 1360 تا 1362 مسافرتی درمانی - تحقیقی به فرانسه‏ صورت داد که حاصل آن، تحقیقات و تتبعات دقیق‏ درباره آثار مولوی و تألیف کتاب «سرّ نی» بود.

پس از بازگشت به ایران (1363) تدریس در دانشگاه تهران را ادامه داد و مجالس ادبی دوشنبه‏ ها را بر پا می‏ساخت.

پس از آن برای چندمین ‏بار پیاپی مسافرتی‏ درمانی- تحقیقی به فرانسه و انگلستان نمود (1365) و در کتابخانه‏ های آن کشورها جستجوهای عالمانه‏ بسیار نمود.

در سال 1366 برادر دیگر استاد - دکتر حمید زرین‏ کوب، استاد دانشگاه - درگذشت که موجب تأثر شدید دکتر عبد الحسین زرین‏ کوب شد. ضایعه ناگهانی و دردناک بعدی درگذشت برادرش - رسول‏ زرین‏ کوب - نیز در سال 1371 بود که‏ به شدت موجب تألم و تأثر خاطرش گشت.

استاد در این سال‏ 1374 همچنین به علت بیماری ناگهانی در بیمارستان شهر بن در آلمان برای مدتی طولانی بستری شد. سپس‏ برای عمل جراحی قلب به لندن منتقل شد.

حوزه وسیع مطالعات استاد در تاریخ، فلسفه، ادبیات، تصوف و عرفان و تاریخ ادیان خلاصه نمی‏شود. آشنایی‏ با معارف قدیم و جدید، علوم اسلامی و روش‏ های‏ تحقیق نوین و فراگیری زبان‏ های باستانی ایران، از وی یک دانشمند جامع الاطراف ساخته بود.

دکتر زرین کوب، بعدازظهر 24 شهریور 1378، در بیمارستان پارس تهران در گذشت و در قطعه ی هنرمندان گورستان بهشت زهرا (قطعه88، ردیف 143، شماره 10) به خاک سپرده شد.

 

فعالیت ها: سفرهای علمی متعدد استاد به اروپا، امریکا، جمهوری های شوروی (سابق)، هند، پاکستان و کشورهای عربی، در دیدار از کتابخانه ها، موزه ها و موسسات علمی، و تهیه عکس از بعضی نسخه های خطی فارسی و عربی گذشته است.

آثار:

با کاروان حلّه، شعر بی دروغ، شعر بی نقاب، از کوچه رندان، سیری در شعر فارسی، سرّ نی، بحر در کوزه، پله پله تا ملاقات خدا، پیر گنجه در جست‌وجوی ناکجاآباد، از نی‌نامه (برگزیده مثنوی معنوی)، دو قرن سکوت، تاریخ ایران بعد از اسلام، فتح عرب در ایران (به زبان انگلیسی در تاریخ ایران کمبریج)، تاریخ مردم ایران (دو جلد)، روزگاران ایران، دنباله روزگاران ایران، روزگاران دیگر، ارزش میراث صوفیه، فرار از مدرسه، جست‌وجو در تصوف ایران، دنباله جست‌وجو در تصوف ایران، در قلمرو وجدان، شعله طور (درباره زندگی حلاج)، بنیاد شعر فارسی، ادبیات فرانسه در قرون وسطی، ادبیات فرانسه در دوره رنسانس، متافیزیک، شرح قصیده ترسائیه خاقانی، فن شعر ارسطو، ارسطو و فن شعر و...